صفحه نخست

ایمیل ما

آرشیو مطالب

طراح قالب

تبلیغات

برای سفارش تبلیغ کلید کن



آمار بازدید

نويسندگان :
» مجید جعفرزاده کسیانی(بی نام)
آمار بازديد :
» تعداد بازديدها:


پایان عصر دیکتاتورها
نوشته شده در ۱۳۸٩/۱۱/٢۳ و ساعت ۱:٠٧ ‎ق.ظ

من برگشتم همان طوری که قبلن هم قول اش را داده بودم برگشتم تا( تغییر در تحریر) را بعد از تحمل 30سال حاکمیت جور و فساد و استبداد مبارک را بر مردم مصمم و با اراده و به پا خاسته ی مصر صمیمانه مبارک بگویم مردم صبور و پایدار مصر! سقوط دیکتاتوری مبارک بر شما مبارک باد! من یقین داشتم که به زودی زود در میدان تحریر شاهد جشن و سرورتان خواهم بود چرا که ایستادگی و پایداریتان را به هر بهایی هم که بود حس کرده بودم گرچه مبارک از هر ترفندی استفاده نمود تا شما را خسته و مایوس کند ابتدا جواب خواسته های مشروع و  تظاهرات مسالمت امیزتان را با گلوله داد و سپس مزدورانی چون( شعبان بی مخ ها) را سوار بر اسب و شتر و خودرو نمود تا شما ها را زیر گرفته و لت و پار و متفرق سازد  اما شماها ایستادید و 18 شبانه روز در میدان تحریر ماندید و به خانه هایتان بر نگشتید آری آزادی با بها به دست می آید نه با بهانه و شماها بهای آن را تا به اینک پرداخته اید و مطمئنن تا پایان راه هم خواهید  پرداخت چرا که این هنوز گام اول است مبادا که بپندارید کار تمام شده است هنوز راه درازی در پیش دارید قصد داشتم به میمنت این پیروزی اولیه شعری بر این پست و برای شما و به خاطرمقاومت و پایداریتان بگذارم اما آن را به پیروزی نهایی وا می گذارم روزی که میدان تحریر به میدان تغییر یا میدان آزادی تبدیل شود وروزی که  خود سرنوشت خود را بطور واقعی و نه نمایشی به دست گیرید .فراموش مکنید که دیکتاتورها به هر زور و قدرتی هم که داشته باشند در برابر اراده ی پولادین ملتها  عاجز اند و درمانده به امید  پیروزی نهایی! حق یارتان باد!

غزلی از من طلبتان

موفق باشید!




کلمات کلیدی :

نوشته شده توسط مجید جعفرزاده کسیانی(بی نام)

نظرات ()


تحریر
نوشته شده در ۱۳۸٩/۱۱/۱٧ و ساعت ۳:٢٧ ‎ق.ظ

تغییر در تحریر

دوستان لطفن منتظر باشند! به همین زودی

من هم به زودی برمی گردم!

 

 




کلمات کلیدی :

نوشته شده توسط مجید جعفرزاده کسیانی(بی نام)

نظرات ()


شعری از دوست شاعر عزیز ام جناب (رها) برای حقیر و نشریه ام(نویدصبح)
نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/٢٢ و ساعت ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ

با تشکر از ایشان گرچه بنده و هفته نامه ی(نوید صبح) حقیر شایسته و لایق تشبیهات به کار رفته در شعر ایشان نبوده و نیستیم.آدرس وبلاگ جناب رها: http://raharahasho.parsiblog.com

.تقدیم به استاد کسیانی(بی نام) عزیزم

17/10/1389 9:4 ص

سلام ای افتاب

 

سلامم گرم و پر درد است

 

و تو هر روز می خوانی

 

 به دل امن یجیب المضطر آزادی ما را

 

و ما در بند در بندیم

 

و راضی از سکوت خالق آوا

 

و در خود کیج.گرم بازی دنیا

 

دلت خون است

 

غمت سنگین

 

زمین هم خسته از بودن

 

پر از ظلم است دنیامان

 

و تو هر روز می گویی

 

بترسید ازسکوت خالق باری

 

بترسید از تراز آرزوهاتان

 

بترسید از صدای اشک مادرها

 

بترسید از صدای آه

 

یتیمی سیب می خواهد

 

خدایی اشک می ریزد

 

شما در خویش و در گیرید

 

..

 

سلامم گرم وپردرداست

 

و تو در انتظاری باز

 

نویدصیح نزدیک است

 

2/10/89  کلاس استاد حامدی 9:37        رها

 

 

 




کلمات کلیدی :

نوشته شده توسط مجید جعفرزاده کسیانی(بی نام)

نظرات ()


آشنایی با علیرضاذیحق شاعر و نویسنده ی بزرگ کشوری
نوشته شده در ۱۳۸٩/٩/٢٢ و ساعت ۱۱:۳٤ ‎ب.ظ

با سلام و عرض تسلیت ایام سوگواری حسینی محضر تک تک دوستان دنیای مجازی ام  بدینوسیله از همه ی عزیزان گرامی درخواست می کنم سری هم به وبسایت دوست عزیزم شاعر و نویسنده ی توانمند و پرکار جناب(علیرضاذیحق) بزنند و مطمئن باشند که دست خالی برنخواهند گشت ! البته نامشان در لیست پیوندهایم بوده و آدرس وبسایتشان هم در ذیل می آید با آرزوی سلامتی و سعادت و زندگانی با عزت و آزادگی بر همه ی دوستان عزیز و گرامی ام در دنیای مجازی که دست تک تکشان را به گرمی دل بر سینه ام می فشارم. دوستدار و ارادتمند همگی:جعفرزاده کسیانی

                                 http://www.maral65.blogfa.com




کلمات کلیدی :

نوشته شده توسط مجید جعفرزاده کسیانی(بی نام)

نظرات ()


 
نوشته شده در ۱۳۸٩/٩/٢٢ و ساعت ۱٠:٥٩ ‎ب.ظ

<script src="http://c.weblogcode.ir/box.php?d=2272&c=35ba00"></script> <a href="http://www.weblogcode.ir/linkbox/" id="wbcir" target="_blank" >لینک باکس افزایش بازدید</a><script src="http://c.weblogcode.ir/box.php?d=2272&c=35ba00"></script> <a href="http://www.weblogcode.ir/linkbox/" id="wbcir" target="_blank" >لینک باکس افزایش بازدید</a>




کلمات کلیدی :

نوشته شده توسط مجید جعفرزاده کسیانی(بی نام)

نظرات ()


دو غزل عاشورایی
نوشته شده در ۱۳۸٩/٩/٢٠ و ساعت ٢:٥٢ ‎ق.ظ

«عصر عاشورا»

رقص شمشیراست و حق اندر خفا افتاده است

عصر عاشورا حسین (ع) در نینوا افتاده است

ساز عشقی زد به نی در نینوا  مولای من

ولوله در  کوفه  و  در  کربلا  افتاده  است

عشق را بر عالمی تفسیر و هم تکثیر کرد

بر جهانی که اینچنین شور و نوا افتاده است

حق را باطل نمودند آن جهالت  پیشه گان

بعد از او بر کوفیان دانی چه ها افتاده است؟!

دلخور از دشنام دشمن نیست میدانی چرا؟

چونکه با لب های خونین بر دعا افتاده است

در قیام و در قعودش جز به ذکر حق نبود

زینب اما از فراقش در عزا  افتاده است

خرقه ی تنگ جهان را از تنش برکند و رفت

راه سرخش بر رهی بی انتها افتاده است

برکه ای بود این جهان بر ماه عالمتاب او

بر دل "بی نام" عجب عشقی که جا افتاده است!

*** 

 «عشق دیوانه سی»

عشق دیوانه سی یم کونلومو  هر آن آپاریر

نئی له ییم یوخدو توانیم دییه سن جان آپاریر

چیر پئنیر سینه ده کی قلبیم الاو تک آلیشیر

عشق دریا سینا دوشدوم منی طوفان آپاریر

باشدا بیر باشقالی سودا منی مندن آئییریر

مسلخ عشقه چکیر کسمه یه قوربان آپاریر

ائله بیر عشق دیر آنجاق منی دیوانه ائدیب

دوشموشم درده یامان یوخ اونا درمان آپاریر

من حسین(ع) عاشیقی یم ایچمیشم عشق باده سینی

منی یالنیز بو  یولا  آتش ایمان  آپاریر

گووه نیر کونلوم اونون عشقینه هر آن یاشاییر

"نیزه"ده فخر ائدیر ناطیق قرآن آپاریر!

*** 




کلمات کلیدی :

نوشته شده توسط مجید جعفرزاده کسیانی(بی نام)

نظرات ()


گوسفند به جای خر ،(الاغ) سابق!
نوشته شده در ۱۳۸٩/۸/٢۱ و ساعت ۱٢:٤٥ ‎ق.ظ

به جهت احترام و ارج نهادن به نظر  یک هموطن گرامی جناب آقای (جواد)  که با نام مستعار(بی نام) از وبلاگ ام دیدن فرموده و از دیدن تصویر الاغ خوش اش نیامده و حتا نوشته که: شش ماه است که به سایت شما می آیم همین عکس الاغ را می بینم .البته این در حالی است که بنده این پست را در مهر ماه گذاشته ام یعنی تقربا یک ماه و اندی ونه شش ماه تازه از من خواسته بودند تا اگر این عکس موضوع خاصی دارد از طریق ایمیل ایشان یعنی همان اوشان را در جریان امر بگذارم که حقیر گرچه بدون ارتباط ایمیلی جوابشان را ذیل نظر بسیار ارزشمندشان داده ام ولی گفتم که به خاطر ارج نهادن به نظر ایشان که شاید چندان دل خوشی از  (خر)( الاغ )سابق نداشته باشند لذا  قول داده بودم که تصویر یا تصاویری از گوسفند را به خاطر دل خوشی ایشان هم که شده در وبلاگ ام و نه در سایت ام !!! بگذارم. حال این شما- نه ببخشید واقعا عذر می خواهم از تک تک دوستان بسیار عزیز و ارجمند دنیای مجازی ام!- این آقای به اصطلاح(بی نام) و این هم تصاویری از گوسفندان! امیدوارم که دیگر شکوه و گلایه نفرموده و  خوش باشند! ! !

گرچه امیدوارم این بار یک ماه را شش ماه نبینند!




کلمات کلیدی :

نوشته شده توسط مجید جعفرزاده کسیانی(بی نام)

نظرات ()


الاغی که خر شد!
نوشته شده در ۱۳۸٩/٧/٢ و ساعت ٢:٠٩ ‎ق.ظ

داستان کوتاه
‹الاغی که خر شد!›
    نویسنده:مجید جعفرزاده کسیانی
تمام حیوانات اعم از اهلی و وحشی هر ساله بابرپایی مراسم‹جشن آواز›گرد هم جمع می شدند
و هر حیوانی آواز خویش را به نمایش میگذاشت .اسب با شیهه،سگ با عو..عو، گربه با میو..میو، کلاغ با قار..قار، مرغ با قد..قد..قدا و شیر و پلنگ با نعره و بالاخره هر حیوانی با صدای آواز خویش و نهایتاَ الاغ هم در آخر برنامه با عر..عر خود همه را از خنده روده بر میکرد . البته گاهی  هم بغیر از مراسم و همایش جشن آواز در طول سال یکی دو بار نیز جلسات و گرد هم آیی های اضطراری  بر حسب موضوعات و مواردی خاص که پیش می آمد تشکیل و تصمیماتی اتخاذ و جهت اجرا مصوب میشد که هیچ ربطی به مراسم جشن آواز نداشت.
یک روز بنا به درخواست جمع کثیری از حیوانات اهلی و وحشی جلسه ای اضطراری در ارتباط و با  موضوعیت حماقتها و نفهمیهای الاغ در‹ ناکجا آباد›منطقه مخصوص جلسات و کنفرانسهای حیوانات تشکیل و با سخنان پیش از دستور تهدیدآمیز شیر،این سلطان بی چون و چرای حیوانات رسمیت یافت.
شیر که گز
ارشهای فراوانی از نفهمیها و بی تفاوتی های الاغ به گوشش رسیده بود با خشم و غرشی مهیب داد زد :ای الاغ!بدان که تو با اینهمه نفهمی آبروی هر چه حیوان است را برده ای!اگر بدین منوال ادامه دهی تورا از جرگه حیوانات خارج کرده و به دیار  اجانب تبعید خواهم کرد! وقتی سخنان کوبنده شیربه اتمام رسیدگرگ پیر با اشاره دست اجازه صحبت خواست و با اشاره سر روباه رئیس جلسه ،بعنوان موافق پشت مبز سخنرانی قرار گرفت :عالی جنابان! همه میدانید که من آدمیزاد را بهتر از تک تک شماهامی شناسم و روی سخنم با حیوانات اهلی است که با فراموش کردن اصل و نسب حیوانی خویش  خود و آزادی شان را به آدمها فروخته و در خدمت آنها قرار گرفته اند آن هم به خاطر یک لقمه نان. این آدمیزاد صرفاَ بدنبال منافع خویش است و تا زمانیکه سودی برایشان داشته باشید به شما میرسند و تا زمانیکه دیگر شیره ای در جانتان نباشد رهایتان می کنندتااز گشنگی بمیرید مثل همین الاغ که چندین باراجداد اورا
دیده ام که درفصول کار هرچه کاروبار بود از آنها  کشیده اند وقتی هم کارشان تمام شد وفصل سرما رسید
آنها رادرسوز سرما در بیابان رها کرد ه اند تا بمیرند! پس باید از اهلی گری دست بکشید و با دراز کردن دست اتحاد بسوی ما وحشی ها  از آدمها این استثمار گران دیرینه دوری نمایید !و در خاتمه بعنوان موافق گفت:  من اشد مجازات را برای
الاغ این خود فروش نادان خواستارم .
‹گاو›سخنران دوم بود که پشت جایگاه قرار گرفت و اینگونه آغاز کرد:من هر چند با مجازات الاغ به خاطر حماقتهایش موافق هستم ولی سخنان آقا گرگه را قبول ندارم چرا که آدمها آنگونه که ایشان فرمودند بد طینت نیستند و حسابی هم به ما گاوها میرسند از یونجه و علوفه و جو گرفته تا استراحتگاه کافی و مناسب در اختیار ما می گذارند.دیگر چرا در خدمت آنها نباشیم؟ ما میتوانیم با حفظ اصالت حیوانی مان زندگی مسالمت امیزی با آدمها داشته باشیم البته هر گاه آدمیزادی هم اذیتمان کرد و کتکمان زد میتوانیم جفتکی انداخته و‹رم› بکنیم و اعتراض خویش را ا
ینگونه نشان دهیم تا دست از آزارمان بردارند.در همین لحظه اسب و قاطر هر دو همزمان از میان خیل انبوه جمعیت حیوانی بلند شده و یکصدا بانگ بر آوردند :احسنت!احسنت!
سپس سگ با حالتی غمگینانه  که قطرات اشک از گونه هایش جاری بود پشت تریبون قرار گرفت و در حالیکه بغض گلویش را فشرده بود گفت:حضار محترم و همنوعان عزیز !همانگونه که استحضار دارید من از میان تمامی حیوانات از اهلی گرفته تا وحشی به حیوانی وفادار برای آدمها معروف و مشهور بودم صاحب من که روزگاری در یکی از دهات دور افتاده به شغل‹ گله داری›اشتغال داشت من با جان و دل از 300راس گله گوسفند و بز وی در برابر حملات دزدها و گرگها محافظت می
کردم و او هم چون نیاز شدیدی به من داشت حسابی  به من میرسید اما وقتی که گله اش را فروخت و راهی شهر شد مرا از خانه خود بیرون کرد و چون من همانگونه که عرض کردم حیوانی وفادار بودم بعد از چند روز در به دری و آوارگی بدنبال وی راهی شهر شدم تا شاید اورا پیدا کنم روز ها و شبها تشنه و گرسنه در خیابانهای شهر گشتم و گشتم ولی هیچ اثری از او نیافتم. کم کم این آدمها مرا و همنوعان مرا که به سرنوشت مشابه من دچار شده بودند ‹سگهای خیابانی›نام نهادند و کمر به همت کشتار دسته جمعی مابستند . آری عده ای را با ‹گلوله›و جمعی دیگر را با ‹سم›به کام مرگ فرستادند اما من هنوز بدنبال صاحب خودم بودم تا اینکه بعد از 5ماه وی را در خیابانی دیدم که ‹ساکی› به دست در حال رد شدن از این سمت خیابان به آن طرف میباشد. با حالتی کنجکاوانه و سرشار از خوشحالی بدنبال وی دویدم تا اینکه وارد کوچه بن بستی شد تا خواست کلید درب حیاط خانه  را بچرخاند یکدفعه چشمش به من افتاد و من که در فاصله دو متری او چمباتمه  نشسته و در انتظار استقبال از خودم بودم وی با حالتی خشمگین در را باز کرد و داخل حیاط خانه اش شد و در را محکم کوبید و  بست .چند دقیقه بعد با یک میله کلفت آهنی 2 متری از خانه بیرون آمد و آنقدر مرا زد که کم مانده بود همانجا و هماندم جان دهم! و هی میگفت: گم شو کثافت دیگه نبینم این طرفا پیدات بشه !، به زحمت خودم را لنگ لنگان به آنسوی خیابان رسانده و در خرابه ای که محل جمع آوری آشغالهای آدمها بود شب را تشنه و گرسنه به صبح رساندم و دیگر هرگز به سراغ صاحبم نرفتم . آری این آدمها به قول آقا گرگه که شرمنده وی بوده و هستم تا زمانیکه به ما احتیاج داشته باشند از ما نگهداری می کنند اما وقتی که دیگر نیازی به ما نداشته باشند مارا با زور و کتک از خود میرانند لذا من ضمن مخالفت با اهلی بودن اشد مجازات را برای این الاغ خواستارم .
گاو هم
مغرورانه بادی به غبغب انداخت و اینگونه ادامه داد: حقیقت اینست که این الاغ شورش را درآورده چرا که زیرهر کاری و خروارها باری هم خم به ابرو نیاورده و هرگز اعتراض نمی کند و حتی اگر هر روز کتک هم بخورد و به جای یونجه و علوفه و جو این آدمها‹کاه› به خوردش دهند ، باز لب فرو میبندد و هیچ نمی گوید . راستش با این کارهایش لکه ننگی بر دامن تمامی حیوانات چه اهلی و چه وحشی نشانده است .من ضمن موافقت با اهلی بودن . مخالفت شدید خویش را از عملکرد احمقانه الاغ اعلام داشته و مجازات سنگینی را برای وی خواستارم.
بالاخره عده ای از حیوانات از جایگاه مخالف و موافق با مجازات الاغ به ایراد  سخن
پرداختند تا اینکه جناب روباه با صدای بلند الاغ را که در ردیف آخر به تکه چوبی تکیه داده و لمیده بود ، برای ادای دفاعیات به جایگاه فراخواند . اما بعد از لحظاتی  انتظار هیچ خبری از الاغ نشد تا اینکه همه حیوانات سر به عقب برگردانده و  اورا در حالت خواب و خروپف یافتند و زرافه و شتر که در  دو طرف الاغ نشسته بودند با تکان دادن وی الاغ را بیدار  و به سمت جایگاه  هدایت کردند ، الاغ در حالیکه پشتش خمیده و پینه بسته و موهایش ریخته  بود با چشمانی پف کرده و با پاهای عقبی خم شده از زیر بار تلوتلو خوران با گوشهای دراز و آویزان پشت میز سخنرانی قرار گرفت و حضار که ساکت و آرام در انتظار دفاعیات وی سراپا گوش بودند ناگهان به جای دفاعیات صدای عر..عر الاغ در فضا پیچید و شیر که تا این لحظه  اندکی به حماقتهای وی مشکوک بود یکدفعه از جا برخواست و ناخوداگاه و غرش کنان داد زد:خر، خر نفهم  جشن آواز نیست !
و الاغ همچنان با صدای ممتد عر..عر خویش و بی خبر از آنچه که در اطرافش میگذشت گوش زمین و زمان را کر میکرد.
از آن روز به بعد الاغ خر شد آنهم خر نفهم!!!

       ( چاپ شده در شماره جدید ‹نوید صبح› )




کلمات کلیدی :

نوشته شده توسط مجید جعفرزاده کسیانی(بی نام)

نظرات ()


طنزستان و تلخستان
نوشته شده در ۱۳۸٩/٧/٢ و ساعت ۱:٥٤ ‎ق.ظ

*مشایی:فتنه ای دیگر در راه است
*دکتر مهندس مش قازانفر:لطفاَ رنگ آنرا هم اعلام کنید
*بقایی:احمدی نژاد کوروش زمان است
* دیلسیز قولاقسیز‌‌‌(دیلی اوزون سابق):آخه میگن کوروش پیامبر بود یعنی زبانم لال احمدی نژاد هم...
تازه منشور احمدی نژاد کجاست؟!
*اخبار و جراید:دانشگاه کفش با مشارکت ترکیه در تبریز تأسیس شد
*توزوخان:دانشگاه دمپایی و تنبان هم با مشارکت آذربایجان در شهرستان جدیدالتأسیس!!!چایپاره تأسیس بشود!
*محمد علی کشاورز:سینمای ما بوتیک عروسک شده است
*زری خانوم: سیمای ما یا همان سیمای ضرغامی چطور؟!
*فاطمه رجبی :جمهوری اسلامی از کجا وسط کارزار حکومت اسلامی پیدا شد؟
* نوبار خالا:درست از وسط وسط های کارزار پیدا شد!
*فاطمه رجبی: رییس جمهور یک معضل است و پست ریاست جمهوری باید حذف شود
*خاله خاتون:شما امر بفرمایین فاطمه جون! مثل همون نخست وزیری!
*علی مطهری:نمیشود احمدی نژاد و مشایی را از همدیگر جدا کرد
*دیلسیز قولاقسیز( دیلی اوزون سابق):زبانم لال !آخه مگه مثل لاله و لادن دوقلوهای بهم چسبیده اند؟!
* یک نماینده مجلس: من حالم از شنیدن ربنای این.....به هم میخورد
*دکتر مهندس مش قازانفر:در این 30 سال هم به هم میخورد یا همین امسال بهم  خورد ؟
*یک نماینده دیگر مجلس:صدای یک چوب خشک از صدای شجریان بهتر است
*زری خانوم:پس میگم اون یکی نماینده چرا از شنیدن صدای ربنای وی حالش بهم میخورد
*وزیر اقتصاد:دولت نهم و دهم دولت امام زمان است
*نوبار خالا: دولتهای قبلی چطور؟!
*مسئول یکی از زندانها:با تراکم شدید زندانی مواجهیم
*دیلسیز قولاقسیز:خب بجای طرح مسکن مهر ،طرح زندان سازی را اجرا کنید
*اخبار و جراید:سازمان ملل  متحد استخدام میکند
*مش جابار:اگر دبیر کل استخدام کند  من یکی هستم
*احمدی نژاد:40%کارمندان تهرانی باید در خانه کار کنند
 *زری خانم:زینبعد بجای واژه منحوس  خانه بگویید(کارخانه)  

   *رحیمی:بزودی جشن خانه دارشدن همه ایرانیان را میگیریم                                                          
* زری خانوم:الهی که قربون تو و احمدی نژاد بروم!آخیش حالا دیگه راحت شدیم اینهمه مدت ما خانه داری میکردیم ازاین به بعد مردها باید خانه داری کنند!آخ جون!!!
*استاندار کهکیلویه و بویر احمد:باید نشست و به حال مردم گریه کرد
*نوبار خالا: حالا نمیشه همونطوری ایستاده گریه کنی؟!
*قلعه نویی: عادل خدا را بنده نیست!
*خاله خاتون: اوا! خدا مرگم بده!پس که را بنده است؟!
*منصوری: بازی فوتبال پرسپولیس و شهرداری فوتبال نبود "فحش بال" بود!
*توزوخان: فحش بال؟! بازی جدیدالاختراعیه؟! مخترعش کیه؟
*چاوز: یانکی، برو به خانه ات.
*مش جابار: هوگو جان تو هم بیا به خانه دوم ات ایران!
*کوچک زاده: صیغه برای لذت بردن است.
*بزرگ زاده: احسنت! صحیح است!
*قذافی: کل اروپا باید مسلمان شود.
*نازلی خالا: جناب سرهنگ! در دین زور و اجباری نیست!
*دانشجو: اگر دانشگاهی با فرهنگ بسیج و انتظار آشنا نشود آنرا با خاک یکسان می کنیم.
*خاله خاتون: تو را خدا اگه شده اصلاح کنید نه ویران، آخه از بودجه ملی ساخته شده اند!
*کیهان: همسر سارکوزی مستحق مرگ است.
*توزو خان: باید سنگسار بشود!
*کاسترو: از وقوع جنگ هسته ای در جهان جلوگیری می کنم.
*مش جابار: یک تنه؟! پس آفرین صد آفرین هزارو سیصد آفرین (فیدل) خوب و نازنین!
*اخبار و جراید: البرادعی خواستار نا فرمانی مدنی شد.
*دیلسیز قولاقسیز: مثل سران فتنه در ایران؟!
*اخبار و جراید: ایران 200 میلیون یورو به بولیوی وام می دهد.
*مش جابار: کاش 200 میلیون ریال هم به ما وام می داد.
*ناطق نوری: تخطی از قانون یعنی دیکتاتوری
*زری خانوم: من در عمرم فقط یک دیکتاتور دیده ام آنهم معلم دیکته مان بود.
*اخبار: مجلس خودش را 2 هفته تعطیل کرد!
*دکتر مهندس مش قازانفر: دولت که اینهمه تعطیل می کند این حق مسلم مجلس است که خودش را هرچقدر می خواهد تعطیل کند!کی به کیه؟!
*جراید: یکی از خیابانهای تبریز به نام کریم باقری نامگذاری شد
*توزو خان: باید یکی از خیابانهای اردبیل هم به نام حسین رضازاده و دیگری هم به نام علی دایی نامگذاری شود!
*وزیر نفت: ایران در تولید بنزین خود کفا شد!
*نازلی خالا: کاش زود تر از اینها ترحیم، ببخشید تحریم می شدیم!
*جراید: همه زندان های خوزستان زیبا سازی شدند!
*دیلسیز قولاقسیز: خوشا به حال زندانیان خوزستانی!
*مهران مدیری: جان من سریال قهوه تلخ را کپی نکنید!
*توزو خان: التماس نکن!
مشایی: بهار پیروزی ملت ایران بسیار نزدیک است.
*نوبار خالا: حالا که فصل خزان است جانم!
 

       
                       (چاپ شده در شماره جدید ‹نوید صبح›)




کلمات کلیدی :

نوشته شده توسط مجید جعفرزاده کسیانی(بی نام)

نظرات ()


سئوالات( نوید صبحی) با جوایزی بسیار نفیس
نوشته شده در ۱۳۸٩/٥/٢۳ و ساعت ۱:٥٧ ‎ق.ظ

«سوالات نوید صبحی»

جوایز: یک دستگاه لپ تاب و یک دستگاه رایانه به همراه یک سهم از سهام عدالت یک خانوار 5 نفره و کل یارانه ی یک خانوار خوشه سومی

جوایز به برندگانی که توانسته باشند به تمامی سوالات جواب صحیح بدهند طی مراسمی وی‍ژه اهدا خواهد شد

                                              سوالات:

 1-با توجه به اتمام مسابقات جام جهانی و با توجه به اینکه چندین گل که هر کدام حدود 20 تا 50 سانتی متر وارد دروازه ها شده بودند  ولی داورها اعلام گل ننمودند آیا فکر نمی کنید وجود 2 داور دیگر مخصوص دروازه ها ضروری بوده باشد؟و آیا این امر تا جام جهانی بعدی که به دستور سرهنگ قذافی در اسپانیا و نه در برزیل برگزار خواهد شد،محقق خواهد شد؟

الف-نمی دانم  ب-خیر. ج-شاید. د-به ما چه مربوط است ما که اهل جام جهانی نیستیم ما مرد جنگیم. - و: بله حتما

2-به نظر شما آن اختاپوسی که نتیجه مسابقات جام جهانی را پیش گویی کرده بود چند می ارزد؟

الف-هفشده دلار  ب-یک میلیون دلار   ج-ارزش واقعی اش را نمیتوان تخمین زد   د-همه اش خرافات است و به دیناری نمی ارزد

3- کدامیک از گزینه های زیر مناسبترین گزینه برای شهرستان جدید التاسیس!!!چایپاره است؟

الف-شهرستان چایپاره به مرکزیت قره ضیاالدین  ب-شهرستان چایپاره به مرکزیت ضیاالدین   ج-شهرستان چایپاره به مرکزیت ضیاءالشهر  د-شهرستان چایپارا به مرکزیت چایپارا

4- کدامیک از شهرستانهای ذیل بیشترین فرماندار و بخشدار را به دیگر شهرستانها و بخشهای استان آدر بایجان غربی صادر نموده و می نماید ؟

الف-شهرستان ماکو  ب- شهرستان ارومیه   ج- شهرستان نقده .د:شهرستان خوی

5-مجلس شورای اسلامی فعلی و مقننه قبلی در زمان کدام پادشاه و توسط چه کسی به توپ بسته شد؟الف-نادر شاه- حسن قلی خان   ب-مظفر الدین شاه-زینال زین اله. .  -  ج-رضا شاه -یکی از سربازان که نامش در تاریخ ثبت نشده است   د-آقا محمد خان قاجار -توسط یکی از عناصر کشور دوست و برادر روسیه (شوروی سابق) . و- محمدعلی شاه قاجار

6- در بحبوحه مسابقات جام جهانی 2010مجدداَ مجلس شورای اسلامی از سوی عده ای تهدید به توپ بستن شد بنظر شما اولاَاین عده چه کسانی بودند و دوماَ منظورشان از توپ چه نوع توپی بوده است؟

الف:ایرانیان وطن پرست-توپ فوتبال   ب: ایرانیان نژاد آریایی-توپ بسکتبال   ج:بازاریان متعهد-توپ  قلقلی - د: افراد ناشناس مجهول الهویه- توپ جنگی

7- بنظر شما نشریه (نوید صبح )در شهرستان چایپاره و باگستره توزیع استانی با حمایتهای مادی و معنوی  کدام گزینه زیر چاپ و منتشر میشود؟

الف-استکبار جهانی  ب-دولت عدالت محور احمدی نژادی  ج-نهادها و ادارات و افراد خیر و فرهنگ دوست شهرستان چایپاره   د-هیچکدام .-و:شخص متمول مدیر مسئول

8- با توجه به اینکه شهرستان چایپاره نزدیک به 2سال است که تنها با زحمات  شبانه روزی یک فرد بعنوان فرماندار اداره میشود بنظر شما کی معاون فرماندار و بخشدار مرکزی برای این شهرستان جدید التاسیس!!!منصوب خواهد شد؟

الف-بعد از ماه شعبان   ب- بعد از فصل گرمای تابستان    ج-بزودی زود    د-تا اتمام پروژه های سد آغ چای چایپاره و نیروگاه اتمی بوشهر از معاون فرماندار و بخشدار مرکزی خبری نخواهدبود        ز-نیازی به معاون فرماندار و بخشدار مرکزی نیست و شخص دلسوز و فداکار فرماندار محترم یک تنه همه امور این شهرستان را راست و ریست می کند .

9- پادشاه عربستان اخیراَدر امریکا چه گفته است؟

الف- عربستان باید جام جهانی را ببرد    ب- جهان اسلام باید غزه را از محاصره رژیم اشغالگر در آورده و کار اسرائیل را یکسره کند    ج- اسرائیل باید از صفحه روزگار محو شود    د-ایران و اسرائیل هر دو باید از صفحه روزگار محو شوند

10- بنظر شما بعد از اجرای طرح هدفمند کردن یارانه ها وضع ما فقرا ومسکینان و قشر آسیب پذیر(مستضعف سابق)چگونه خواهد شد ؟

الف-توپ توپ خواهد شد   ب- بهتر از قبل خواهد شد   ج-بدتر از قبل خواهدشد     د- نه دولت و نه ملت هیچ کس نمیداند چگونه خواهد شد .

11- در روزهای اخیر که گرما در کل کشور به اوج خود رسیده بود و دولت عدالت محور دستور تعطیلی چند روزه ی کل ادارات و نهادهای دولتی را در 23 استان اعلام نمود اما کارخانه ها و کارگران در همان استانها مشغول به کار بودند بنظر شما چه فرقی بین کارگر و کارمند وجود دارد؟

الف-کارگران مقاومتر از کارمندان در مقابل گرما و سرما هستند    ب- کارمندان رفاقت خاصی با دولت دارند   ج- چون برخی کارگران بعضی مواقع دست به اعتصاب می زنند و دولت چندان دل خوشی از آنها ندارد   د- هیچ فرقی بین کارگر و کارمند نیست اما ...    ز-تعطیلی بیشتر، زندگی بهتر  و- هر چه تعطیلی بیشتر باشد در مصرف انرژی صرفه جویی میشود .

12-کدام مورد از مراکز مهم تفریحی و گردشگری شهرستان چایپاره می باشد؟

الف- پارک بزرگ جنگلی   ب-پارک ساحلی   ج- شهر بازی   د- پارک دانشجو    ز-اطراف بلوار ورودی شهر

13- بنظر شما رئیس جمهور در دوره یازدهم چه کسی خواهدبود؟

الف:نمی دانم   ب- قالی باف   ج: مخملباف- د-عادل فردوسی پور -  ز: رحیم مشایی   و:رحیمی معاون فعلی رئیس جمهور    خ: شخص خود محمود احمدی نژاد

با تغییر بندی از قانون اساسی -ش:یکی از برادران لاریجانی تا اینکه سران هر سه قوه برادران لاریجانی باشند تا هماهنگی لازم بین 3قوا بوجود آید و امورات کشوری همگی رو به راه  و یکدست شود.ح-ریاست جمهوری هم مثل نخست وزیری کلا حذف می شود

14-بنظر شما دوستان و متحدان اصلی رئیس جمهور و کشورمان ایران در سطح جهانی کدام کشورها هستند؟

الف-نیکاراگوئه-پاراگوئه -اروگوئه    ب-ونزوئلا-چین-ژاپن  ج-برزیل- آرژانتین -استرالیا      د-پاکستان-افغانستان-عربستان    و-عراق-امارات-کویت .ر-سوریه-روسیه-ترکیه   ه-هیچکدام چون هر کشوری و دولتی منافع ملی کشور خود را در سطح جهانی و مناسبات آن مد نظر قرار می دهد.

15-بنظر شما علت عقب ماندگی کشور ما ایران کدام گزینه می تواند باشد ؟

الف-نفت   ب-گاز   ج-سایر منابع عظیم خدادادی    د- دولتی بودن اقتصاد کشور   و-آزادی بیش از حد موجود در کشور    ح- همه موارد

16- اگر به جای مسابقات جام جهانی فوتبال جام جهانی کشتی بین روئسای جمهور کشورها برگزار گردد بنظر شما کدام یک از روئسای جمهور فعلی می تواند برنده جام  جهانی کشتی باشد؟

الف-سرهنگ قذافی    ب-هوگو چاوز     ج-باراک اوباما    د-محمود احمدی نژاد

17-چاپ تمام آگهی های ثبتی و تبلیغاتی و غیره کل کشور در انحصار کدام نشریه است؟

الف-نشریه نوید صبح      ب-ارمغان آذربایجان     ج-اعتماد ملی توقیف شده   د- آرمان    و-(روزنامه های دولتی "ایران"و سیمای ضرغامی:"جام جم")

و اما یک سوال تشریحی به عنوان آخرین سوال:

18-اگر کلوخ انداز را پاداش سنگ است، پس سنگ انداز را پاداش چیست؟لطفاَ دلایل خویش را به طور کامل شرح دهید.

*توجه

لطفاَ جواب سوالات مطروحه ی "نوید صبحی"را در یک صفحه A2بطور خوانا نوشته(تایپ نموده)و به دفتر نشریه ارسال نموده و یا شخصاَ تحویل دهید .

موفق باشید!

با تشکر: هفته نامه (نوید صبح)

                   چاپ شده در شماره ی جدید(نوید صبح)




کلمات کلیدی :

نوشته شده توسط مجید جعفرزاده کسیانی(بی نام)

نظرات ()


<< صفحه قبل ........................ صفحه ی بعد >>

مطالب پیشین

» داستان کوتاه کوتاه
» دونمه دیم
» گوزله ییردیم
» ایشیق
» 1 سئوال تیری 4گزینه ای به یاد دوران محصلی و 2 سئوال تیری تا تیری بر چشم. . .
» این روزها
» خدااااااااااااااااااااااا!!!!!!!!!!!!!!
» سال خرگوش
» Age dictators end
» پایان عصر دیکتاتورها



درباره وبلاگ



درباره :صاحب امتیاز و مدیر مسئول دو هفته نامه(نوید صبح)-داستان نویس-روزنامه نگار و شاعر متخلص به:(بی نام) تماس: 09141646539 در طولانی ترین شب سال 1340(یلدا) ناخواسته چشم بر جهان گشوده ام و انگار از همان شب ناف ام را با قلم بریده اند که از بدو تولد همیشه با قلم بوده و با آن بازی کرده ام و بعدها کاغذ هم بدان اضافه شد. در طول 50 سال دوره ی حیات ام چندین بار به ته دره سقوط و چندین بار هم به قله هایی صعود کرده ام گاه به سرازیری افتاده و گاهی هم به زور سربالایی هایی را طی نموده ام در تابستان سال 1372 دوره ی آموزش داستان نویسی را توسط اساتید بزرگواری چون:ناصر ایرانی-محمدرضا سرشار(رضارهگذر)-ابراهیم حسن بیگی-فریدون عموزاده خلیلی-و در بخش ادبیات داستانی کودک و نوجوان (مصطفی رحماندوست) 3 ماه بطور فشرده روزانه 8 ساعت تلمذ نموده و درسها آموخته ام با قدردانی از تک تک آن بزرگواران در زمینه شعر هم که نیازی به استاد نبود چرا که مادرم از همان شب یلدا مرا(شاعر) به دنیا آورده بود! در سال 76 با داستان کوتاه (کلاه پشمی) عنوان نخست کشوری با دیپلم افتخار کسب نموده و در سال 77به رتبه پنجم کشوری نائل گشته ام دیگراز همایشها و جمایشها چندان دل خوشی ندارم از سال 1380 تا 1384 به مدت 4 سال به عنوان مدیر مسئول و سردبیر هفته نامه (چایپاره) را چاپ و منتشر نموده و از سال 1385 تا به اینک هم به عنوان صاحب امتیاز و مدیر مسئول دو هفته نامه(نوید صبح) را در استان آذربایجان غربی چاپ و منتشر می نمایم در زندگی ام یکی دو بار هم به دنیای سیاست سرک کشیده ام و کاندیدای نمایندگی مجلس شده ام تا بر صندلی های سرخ آن دوران (سبز فعلی) جلوس نمایم اما نتوانستم شاید هم بخت با من یار نبود با آمدن بهار سال 90 می روم تا 50 امین برگ از دفتر زندگی ام را با همان یا بهتر بگویم همین قلمی که در دست ام است بنگارم گرچه نمی دانم این برگ را هم تمام خواهم کرد یانه؟!
پروفایل مدیر : مجید جعفرزاده کسیانی(بی نام)


موضوعات
 


لینک دوستان
» حرفه ای ترین قالب هاي وبلاگ
» 914
» ائلناز ایسلام وند
» ابراهيم واشقاني فراهاني
» آتوسا حصارکی
» آرباطان
» اروجعلی شهودی
» اسفندیار سپهری /سردبیر هفته نامه:فردای ما
» اعظم آهنگرسلابنی--سله بنی
» آق دایی / طنزستان
» اکرم حیدری
» الناز سرخانلو
» الهام کریمی
» الهام نداف
» آمنه شكوهي
» آمنه نقدی پور
» انجمن داستان ایران
» انسان شناسی و فرهنگ
» اوزاق یوللار
» بانو جلالی نژاد
» بختیار علی مرادی/موغان اوغلو
» بنفشه
» بوالفضول الشعرا / سلیمان پور
» پایگاه گروهی هم تبار
» پریسا حیدری
» پوریا جوادی .طنز
» تئل ناز زنگانلی
» جواد علیزاده - طنز و کاریکاتور
» چیستا یثربی
» حامد کاظم زاده خویی
» حسین جلالی
» حسین ظهرابی
» حسین گلچین
» حسین میدری
» حضرت ظریفی
» حمیدرضا -شروه
» خاگینه
» خلیل جوادی
» خیزران
» داستانهاي جذاب و خواندني
» دکتر حسینی صدر/ نماینده خوی و چایپاره در مجلس
» دکتر داود بیات
» دکتر مهدی محمدی
» دیباچه
» دینگ دانگ
» راحله حدیدی
» راحیل بو یری
» رضا شریفی- مهجور
» رها-محمد
» زهرا عبدی
» ژیلا راسخ
» سارای
» سامان بختیاری
» سایت ادبی وازنا
» سایت سارا شعر
» ستاره کلهر
» سعادت اردبیلی
» سعید
» سعیده اعیان فرد
» سودابه مهیجی
» سودابه امینی
» سودابه صفابخش
» سید محمد رضا هاشمی زاده
» سید مسیح شاه چراغی
» شراره کامرانی
» شهودی-طنز
» شیدا نونهال- خزر
» شیوا فرازمند
» صدیقه جعفری کاردگر
» صدیقه حسینی
» طنز امروز ایران
» طنز كده
» طنزهای زهرا دری
» عبدالجبار کاکایی
» عسگرعلیایی کلیان - یاشیل
» علامه حسن زاده آملی
» علی خلیلی
» علی مظفر/ طنز
» علیرضا ذیحق
» علیرضا شیرازی/مدیرسایتهای پارسیک و بلاگفا
» علیرضا قزوه
» علیرضابدیع
» عمو هومن
» عه تا/ بانکول
» غزاله
» غزل ناب
» غزل های دادا
» غلامرضا-امامی
» فائزه
» فرزام شیرزادی
» فرزانه رحمانی
» فرهنگ خانه
» فریبا حاج دایی
» فریدون مشیری
» قالب های وبلاگ
» کاظم روحانی نژاد
» کافه داستان
» کانون پانا چایپاره /مسعود علیزاده سالطه
» گل تی تی / هانیه
» گلدسته-قوجا
» گوگ تپه
» لیلا حیدری
» لیلا صادقی-1
» لیلا صادقی-2
» لیلی
» م. نادر
» مائده یحیی پور--شادن عزیز
» مانا اینا
» ماندگار
» مجله الکترونیکی شعر
» مجید سیدین خراسانی
» محسن آزرم
» محمد حسین جدیدی نژاد
» محمد رجبی/طه
» محمدرضا ترکی
» محمدکاظم روحانی نژاد
» محمدکاظم کاظمی
» مرجان
» مریم پارساخو
» مریم تنگستانی
» مریم حقیقت
» مریم زماندان -سیمبا
» مریم صف آرا--دهلی نو
» مریم عزیز
» مژگان بانو
» مصطفا رنجبر
» مصطفی جلالی فخر
» مصطفی سائس
» ملیحه عزیزپور
» مناجات نامه خواجه افشواللاه
» مهتاب پازوند
» مهتاب کرانشه
» مهدی اصغری
» مهرداد آقاجانی
» مهشید تمنایی
» میترا لبافی
» میرزا افشین /طنز
» میلاد
» میم.ب.مهاجر
» نازنین جمشیدیان
» نرگس میرفیضی
» نرگسی
» نسرین ارتجاعی
» نسرین تهرانی
» نسرین هاشمی فر
» نسیم جعفری-1
» نسیم جعفری-2
» نشریه طنز اینترنتی
» هانا---لبخند خداوند
» هشتاد.ادبیات جوان ایران
» هفته نامه خوی
» هفته نامه نویدصبح /مجیدجعفرزاده کسیانی
» هفته نامه ی:اورین خوی
» هوشنگ ابتهاج
» واعظ مامقانی
» وبلاگ رسول یونان
» وحید کوراوغلو-چایپارا خاطیره لری
» وقایع ابن محمود
» یاسمن برزگر
» یاسمن برزگر
» یاشار جعفر اوغلو
» یک شب یک شهر- م
» یک کرمانی
» پرویز جیحونی
» محمد رضا خیری فام
» طنز ایران
» رقیه
» مژگان/افغانستان
» نعمت اله پژمان
» عبدالواحد رفیعی/افغانستان
» افسانه واحدیار/افغانستان
» ابراهیم امینی
» شهر آشوب
» هنگامه امجدیان
» نشریه ارمغان آذربایجان/نقده
» سیدحمیدرضا برقعی
» صالح اشرفی
» سوسن سفید
» تبریزلی نرگیز
» مینو نصرت
» سوسن حیاتی
» مهری حسینی
» ایشیل آی
» جواد مزنگی
» عبدالقادر خان شعیب/افغانستان
» مهدی دانش
» عباس ائلچین/طنز
» هفته نامه ساقی
» فاطمه صمدی
» نسیم پریشان
» علیرضا سلیمانی
» فاطمه اختصاری عزیز
» روح اله شیراوژن/حکمت شاعر
» صادق جعفرزاده کسیانی
» جمیله امام دست
» ابوالفضل حسنی
» پرویز جیحونی
» جناب مهدی بوترابی/ مدیر سایت های پرشین بلاگ
» راحيل بويري
» سابق خسروی
» جناب ابوالفضل پاشا
» مرگ تدر یجی یک رویا
» حسن نصر-سیاووش
» افرا سرنایه-راوی
» بولتن نیوز
» دوربین مداربسته
» مسعود جعفرزاده
» احمد کرد زنگنه
» جلیل سامان
» خبرگزاری کتاب ایران
» آدینه بوک-محمدرضا سرشار/رضارهگذر
» داهول/حرفهایی از جنس ناچاری
» کبرا/خیال خیس
» متحیر
» مسعود اسلامی
» نازبانو
» رسول آرانلی
» اسفندیارپور


آرشیو مطالب

» بهمن ٩٠

» دی ٩٠

» آبان ٩٠

» امرداد ٩٠

» تیر ٩٠

» اردیبهشت ٩٠

» فروردین ٩٠

» اسفند ۸٩

» بهمن ۸٩

» دی ۸٩

» آذر ۸٩

» آبان ۸٩

» مهر ۸٩

» امرداد ۸٩

» تیر ۸٩

» خرداد ۸٩

» فروردین ۸٩

» اسفند ۸۸

» بهمن ۸۸

» دی ۸۸

» آذر ۸۸

» آبان ۸۸

» مهر ۸۸

» شهریور ۸۸

» امرداد ۸۸

» تیر ۸۸

» خرداد ۸۸

» فروردین ۸۸

» اسفند ۸٧

» مهر ۸٧

» تیر ۸٧

» آبان ۸٦

» اردیبهشت ۸٦

» فروردین ۸٦


صفحات وبلاگ


دیگر امکانات

RSS 2.0



Powered By persianblog.ir Copyright © 2009 by kasyani_binam
This Themplate By Theme-Designer.Com